روزگار افسانه را از یاد برد
آن سبکبال در فراغت شاد مرد
بهر عشق عمه ات زینب فقط
سوختی خاکسترت را باد برد
آنچه بر جا مانده تنها یک پلاک
جسم رنجور تورا فرهاد برد
لحظه ی آخر چه زیبا گشته ای
صورت ناز تو را صیاد برد
این طرف افتا ده مجنون بی بدن
آن… بیشتر »